صنوف بازار بزرگ تهران به دلیل اعتراض به گرانی و نوسانات شدید ارزی و کسادی بازار، مغازه‌های خود را بستند.

صنوف بازار بزرگ تهران به دلیل اعتراض به گرانی و نوسانات شدید ارزی و کسادی بازار، مغازه‌های خود را بستند.

بر این اساس عده‌ای با حرکت جمعی در نقاط مختلف بازار بزرگ خواستار حمایت مسئولان و رفع گرانی‌ها شدند.

فردی که خود را امین‌الدوله معرفی می‌کند به خبرنگار ما گفت: ما صنف طلافروشان به دلیل ترس از دست رفتن مال و سروصدایی که به راه افتاد، مجبور شدیم مغازه خود را ببندیم.

وی تأکید می‌کند: موافق این اعمال و رفتارها نیستیم، اما مشکلات و گرانی باعث رکود و سردرگمی شده است.

این طلافروش در رابطه با شیوه اعتراض و اعتصاب صنوف گفت: حرکت از انتهای بازار شروع شد و عده‌ای جوان با سر دادن شعارهایی به سمت ما آمدند و خواستار حمایت نیروی انتظامی و رفع گرانی‌ها بودند. صنف طلا فعالیت خود را تعطیل نکرده اما از ترس غارت مغازه مجبور هستیم مغازه خود را ببندیم.

امین‌الدوله معتقد است این شیوه نتیجه نمی‌دهد و باید مسئولان و دولت نسبت به این موضوع کاری کنند.

این فعال بازار بزرگ تهران با بیان اینکه مردم با مشقت کار می‌کنند و تمام بدبختی‌های بازار زیر سر قشر ۱۰ درصدی متمول است که طلا را می‌خرد، بیان می‌کند: علت اصلی افزایش قیمت طلا، بازار جهانی و دلار نیست، بلکه دلیل آن خروج پول از بانک‌هاست. ۹۰ درصد مردم رنج می‌کشند. یکی باید جلوی آنها را بگیرد.

مشاهدات عینی نشان می‌دهد صنف طلافروشان، پارچه‌فروشان، بزازان، کفشان، آهنگران و ابزارآلات و یراق‌آلات مغازه‌های خود را در داخل بازار بزرگ تهران بسته‌اند و عملاً هیچ مغازه‌ای در بازار به غیر از بانک‌ها باز نیستند.

با گشت و گذاری در بازار عده‌ای همچنان نظاره‌گر بوده و منتظر هستند ببینند چه اتفاقی در ساعت‌های آینده می‌افتد. در این بین یکی از کسبه که جلوی مغازه جواهرفروشی امینی در داخل بازار ایستاده به ما می‌گوید: معلوم نشد چه اتفاقی افتاد. وضعیت مردم نابسامان است و عده‌ای با شعار به داخل راهروها ریختند. در این شرایط، حاضر نیستم ریسک کنم. باید درب مغازه را ببندم.

وی افزود: سروصدا از انتهای بازار پارچه‌فروشان بود که عده‌ای به سمت سر بازار آمدند. به دلیل آنکه امنیت نیست و احتمال دارد عده‌ای قصد سوءاستفاده داشته باشند مجبور مغازه خود را ببندم.

امینی در رابطه با اوضاع بازار و وضعیت نوسانات ارزی و بازار طلا معتقد است هیچ کس فروشنده نیست و مظنه‌ای برای خرید و فروش طلا وجود ندارد. ترجیح می‌دهم امروز را ببندم و ببینم فردا چه اتفاقی می‌افتد.

آن طرف‌تر به سراغ فردی می‌رویم که می‌گوید مغازه پوشاک دارد. در رابطه با علل تعطیلی بازار و بسته بودن مغازه‌ها جویا می‌شوم.

وی بیان می‌کند: ما در صنف پوشاک هستیم و نابود شدیم. هر سال ۸ نفر در بازار پوشاک ورشکسته می‌شوند. گرانی بیداد می‌کند و مردم پول ندارند خرید کنند.

وی تأکید می‌کند: هزینه‌ها بالاتر از درآمدها رفته و نمی‌دانیم چه بر سرمان می‌آید. وقتی پوشاک گران می‌شود مشتری نیست، بازار کساد است و هر روز هم نرخ‌ها تغییر می‌کند.

در حین تهیه این گزارش با افزایش سروصداها متوجه شدیم که عده‌ای با شعار دادن از انتهای بازار مجدداً در حال حرکت هستند و خود را به میانه بازار رسانده‌اند. از جوانی که در جمع تجمع و اعتراض‌کنندگان است خواستم تا درباره اعتراض خود توضیح دهد.

وی که از بردن نام خود خودداری کرد، به خبرنگار ما می‌گوید: من در صنف یراق‌آلات فروشان کار می‌کنم. امروز قیمت یک چیز است و یک ساعت بعد و یک روز بعد چیز دیگر. نمی‌توان در بازار معامله کرد و خریدوفروش داشت. مسئولان به خواسته ما رسیدگی کنند. کارد به استخوان رسیده است.

فرد دیگری درحال گذر متوجه حضور و تهیه گزارش ما می‌شود و می‌گوید: این کارها فایده ندارد و اوضاع بد است. شما خبرنگاران نمی‌توانید کاری بکنید. از او در خصوص علت تجمع و تعطیلی کسب و کارمی‌پرسم. وی که نمی‌خواهد نامش را بازگو کند معتقد است: با چشم خود می‌بینید همه مغازه‌ها بسته است. من مغازه ساعت‌فروشی دارم و مجبور شدم به خاطر اعتراض و نبود امنیت مغازه خود را ببندم. دو روز دیگر چک دارم و نمی‌دانم چه باید بکنم. کسادی زیاد است و اوضاع خوب نیست. هر روز یک قیمت در بازار تعیین می‌شود.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید