شنبه, ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ / بعد از ظهر / | 2026-08-15
پایگاه خبری پژوهش خبر
پایگاه اطلاع رسانی پژوهش خبر
کد خبر: 13331 |
تاریخ انتشار : 08 اکتبر 2022 - 5:09 |
ارسال به دوستان
پ

به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری پژوهش خبر، از چندی قبل مسئله بحران آب و تأثیر آن بر جمعیت به­ تدریج در رسانه ­ها به گوش می ­رسد؛ با این عنوان که سرزمین ایران، آب کافی برای فرزندان و جمعیت بیشتر را ندارد!یکی از ابعادی که برای این مسئله مطرح میشود مربوط به کمبود آب […]

به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری پژوهش خبر، از چندی قبل مسئله بحران آب و تأثیر آن بر جمعیت به­ تدریج در رسانه ­ها به گوش می ­رسد؛ با این عنوان که سرزمین ایران، آب کافی برای فرزندان و جمعیت بیشتر را ندارد!یکی از ابعادی که برای این مسئله مطرح میشود مربوط به کمبود آب کشاورزی و در نتیجه کمبود غذا برای جمعیت مورد نظر است؛ اجازه دهید تأمین آب کشاورزی و روند آن را از نزدیک بررسی کنیم تا نقطه بحران واقعی مشخص شود.احداث سدها یکی از روش­های تأمین آب کشاورزی در کشور بوده است، سدها دارای کاربردهای مختلفی هستند: الف)تأمین آب (کشاورزی، شرب و صنعت) ب)تولید انرژی ج)کنترل سیلاب د) آمایش سرزمین ه) پرورش ماهی در مخزن و) توسعه مناطق تفریحی و توریستی ز) حمل ­ونقل آبیح) تغذیه سفره­ های آب زیرزمینی شاید بتوان عمده ­ترین هدف از تأسیس یک سد را بند اول، یعنی تأمین آب برای مصارف بخش­ های مختلف عنوان کرد و بخش کشاورزی بیش از سایر بخش­ها از آب شیرین استفاده میکند[1]. بنابراین اگر بخواهیم سودمندی احداث سدها را ارزیابی کنیم، باید تأثیر آن­ها در توسعه کشاورزی مورد بررسی قرار گیرد.از شاخص­های مهم توسعه کشاورزی، گسترش زمین­های زیرکشت است لذا تأثیر سدها در تأمین آب کشاورزی را باید در افزایش سطح زمین­های زیرکشت جستجو کرد؛ غیر از سد سنگریزه­ای گلپایگان که در سال 1336 به بهره ­برداری رسید، بقیه سدها از سال 1341 به بعد مورد بهره ­برداری قرار گرفتند؛ از 1336 تا انتهای سال 1367، در مجموع 26 سد؛ اما از ابتدای سال 1368 تا  آبان 1397، 146 سد مورد بهره­ برداری قرار گرفتند؛ به­ عبارتی در سه دهه اول، سالانه 0.8 سد احداث شد، در حالی­که در سه دهه دوم، سالانه 4.9 سد ساخته شد. با توجه به افزایش چند برابری تعداد سدها انتظار می­رود که سطح زیرکشت در سه دهه دوم، نسبت به سه دهه اول، افزایش قابل ملاحظه­ای پیدا کرده باشد؛ جدول زیر روند تغییرات سطح زیرکشت محصولات زراعی طی این بازه­های زمانی را نشان می­ دهد؛ درصد رشد سطح زیرکشت محصولات زراعی در سال 1367 نسبت به 1339، یعنی در سه دهه اول، 44.5 درصد است. در حالی­که در فاصله 1367 تا 1397 ، یعنی سه دهه دوم،تنها 5.4 درصد افزایش نشان داده است. این مقدار حتی از درصد افزایش سطح زیرکشت محصولات زراعی در فاصله 1339 تا 1344، یعنی 5 سال، نیز کمتر است. به ­عبارت دیگر 26 سد در سه دهه اول، 44.5 درصد زمین­های زیرکشت را افزایش دادند، اما 146 سد سه دهه دوم، تنها 5.4 درصد زمین­های زیرکشت زراعی را گسترش دادند!البته دقیق­تر آن است که تأثیر سدها را در سطح زیرکشت آبی بررسی کرد؛ سطح زیرکشت آبی در فاصله سال­های 1367 تا 1393، تنها 0.4 درصد افزایش داشته است[4]؛ یعنی عملاً هیچ تغییری در سطح زیرکشت ایجاد نکرده­ اند!چرا احداث 146 سد بعد از سال 1367، کل زمین­های زیرکشت را تنها 5.4 درصد افزایش دادند، در حالی­که 26 سد قبل از آن، 44.5 درصد؟ چرا پس از سال 1367 سدها عملاً هیچ تأثیری در افزایش سطح زیرکشت آبی نداشته ­اند (0.4 درصد)؛ در حالی­که عمدتاً بدین­ منظور تأسیس شده­ اند؟! چه تغییر مهمی پس از سال 1367 در روند سدسازی رخ می­دهد؟وزارت نیرو در1368/2/31 «شرکت سهامی توسعه منابع آب و نیروی ایران» یا به اختصار شرکت آب نیرو را تأسیس می­کند و مأموریت سدسازی را به­ طور تخصصی در این شرکت متمرکز می کند؛ از جمله موضوعات فعالیت این شرکت «تهیه‌، اجرا و توسعه تأسیسات و سازه‌های تولید انرژی برق آبی‌» است؛ از این سال است که می­بینیم سدسازی روند افزایشی معناداری پیدا می­کند!چرا تأسیس شرکت آب نیرو در سال 1368 روند سدسازی در ایران را به همراه افزایش، به سمتی می ­برد که عملاً تأثیری در سطح زیرکشت در کشور نداشته است؟هر سد برای آن­که بتواند برای آبیاری زمین­های کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد، باید دارای شبکه آبیاری باشد؛ پیش از سال 1368 ساختن سد و شبکه آبیاری مربوط به آن بر عهده یک سازمان بود. برای مثال تأسیس سد دز و شبکه آبیاری آن برعهده سازمان آب­ و برق خوزستان بود؛ سال 1368 که شرکت آب نیرو تأسیس می­شود، وظایف سدسازی و شبکه­ سازی از هم تفکیک شده، اولی به شرکت آب نیرو و دومی به شرکت­های آب منطقه­ ای(در آن زمان در برخی استان­ها با عنوان ادارات منابع آب استانها بودند) داده شد. این تفکیک باعث عدم­ هماهنگی میان پروژه­های سدسازی و شبکه­ سازی شد؛ زیرا هر یک شرکت و مدیران خود را داشتند؛ به ­همین دلیل لزوماً هم­زمان با بهره­ برداری یک سد، شبکه آبیاری و زهکشی آن آماده بهره­ برداری نبود و لذا عملاً سد از نظر آبیاری بلااستفاده می­ماند! به­ عنوان مثال ساخت سد کرخه سال 1380 به اتمام رسید؛ اما شبکه آبیاری و زهکشی آن تاکنون به پایان نرسیده و به گفته کارشناسان، پیشرفت فیزیکی آن طبق آخرین اطلاع حاصله 50 درصد بوده است![5]. لذا احداث و افتتاح 146 سد پس از سال 1368 ضرورتاً به معنای استفاده از همه آنها در آبیاری کشاورزی نبوده است و چه بسا این سدها آبگیری می­شوند، اما آب پشت بسیاری از آنها برای آبیاری زمین­ها استفاده نمی­شوند!واضح است که مسأله فوق را نمی­توان به مدیران فعلی شرکت آب نیرو نسبت داد و ای بسا آنها کار خود را در مأموریت محوله و سدسازی به­خوبی انجام می­دهند، اما نقطه بحران به ساختارهای چیده شده برمی­گردد؛ به ­عبارتی هر کسی که به­ عنوان مدیر شرکت آب نیرو یا شرکت های آب منطقه­ای منصوب شود، نتیجه کمابیش همین وضعیت فعلی خواهد بود، زیرا او در زمین و میدانی بازی می­کند که چیدمان آن، او را به چنین عملکرد و رفتار مدیریتی می­کشاند. بنابراین اگر إصلاحات مورد نظر در ساختارهای مدیریت آب کشور به ­نحوی انجام شود که سد و شبکه آبیاری آن را یک متولی واحد به­ عهده بگیرد، در آن­ صورت به ­تدریج آب پشت سدها در کشاورزی مورد استفاده قرار گرفته و ظرفیت تولید محصولات کشاورزی در کشور افزایش یافته و جمعیت بیشتری را می­تواند تأمین غذایی کند.  

    برچسب ها:
لینک کوتاه خبر:
تبلیغات
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری پژوهش خبر در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نظرتان را بیان کنید