به گزارش پایگاه خبری پژوهش خبر، بعدازظهر دوشنبه 15 اسفندماه سالن مهر میزبان اهالی شعر و شاعران آیینی کشور بود تا در آستانه ولادت حضرت مهدی موعود (عج) محفل شعر انتظار «آستان مهر» برگزار شود.در این محفل انتظار، اساتید و شعرای بنامی همچون محمدکاظم نیکنام و استاد محمدعلی مجاهدی حضور داشتند. سیدمحمد شرافت که خود […]
به گزارش پایگاه خبری پژوهش خبر، بعدازظهر دوشنبه 15 اسفندماه سالن مهر میزبان اهالی شعر و شاعران آیینی کشور بود تا در آستانه ولادت حضرت مهدی موعود (عج) محفل شعر انتظار «آستان مهر» برگزار شود.در این محفل انتظار، اساتید و شعرای بنامی همچون محمدکاظم نیکنام و استاد محمدعلی مجاهدی حضور داشتند. سیدمحمد شرافت که خود از اهالی شعر است اجرای محفل را برعهده داشت و با خواندن چند بیت شعر در رسای امام زمان (عج) مراسم را رسماً آغاز کرد. سپس استادمحمدکاظم نیکنام محفل شعر انتظار «آستان مهر» را با چند بیت شعر عطرآگین کرد.گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کنگفتا تو هم از معصیت صرف نظر کنگفتم به نام نامیت هر دم بنازمگفتا که از اعمال نیکت سرفرازمگفتم که دیدار تو باشد آرزویمگفتا که در کوی عمل کن جستجویمگفتم بیا جانم پر از شهد صفا کنگفتا به عهد بندگی با حق وفا کنتقدیم به نرجس خاتونعباس شاه زیدی نیز پس از حضور روی سن غزلی را به نرجس خاتون، مادر گرانقدر حضرت مهدی (عج) تقدیم کرد.تا ببیند به چشم خود عمران، مریم دیگری از تبارش راپشت دروازههای روح انداخت، عشق این بار کوله بارش راگاهی اوقات پیش آمده عشق، بسته راه ارادهها را هنوزآتش عشق گاه میگیرد، دامن شاهزادههایش رااز قضا جمعهدر ادامه نوبت به بانوان هنرمند حاضر در محفل رسید که اشعار خود را تقدیم کنند. مریم آریان وقتی پشت تریبون قرار گرفت اشعارش را اینطور آغاز کرد:شروع میشود این شعر، بیتو با جمعهو ایستاده زمان، بین این دو تا جمعهچقدر بیتو جهان مثل جمعه بازار استو گفتهاند که میآیی، از قضا جمعهحضرت مهدی (عج) برای همه کائنات استشاعر دیگری که در این محفل به شعرخوانی پرداخت، قادر طراوتپور بود. طراوتپور سخنان خود اینگونه آغاز کرد: خرسندم که خداوند توفیق داد که در آستان مهر باشم. نکتهای که باید به آن اشاره کنم این است که شاید خیلیها فکر میکردند فقط انسانها از وجود امام عصر (عج) بهره میبرند اما همه کائنات از وجود رحمانی ایشان فیض برده و بهرهمند میشوند.او با این نگاه غزلی را به شرح زیرخواند.«ای نامده» … با نام تو پا… پا شدم از جا/ «ای آمده» … دنیا به امید تو به دنیامن آن دف دف دف دف افتادهای از کف / من آن نی بیهم دم افتادهای از نامن من من بیمن شده در من شده مجنون / من من من در تن به تن تن شده تنهامسافری از شهر قماعظم سعادتمند که از قم در این محفل حضور داشت، دیگر شاعری بود که به روی سن دعوت شد. او که خود معلم است و سال هاست در زمینه شعر و شاعری دستی برآتش دارد این اشعار را قرائت کرد:رد میکنی شاید پس از زنگ دبستان / طفل کلاس اولی را از خیابانشاید که دلداری دهی رانندهای را/ وقتی شکایت میکند از راهبنداناحمدبابایی نیز در این محفل شعرخوانی کرد:در نماز از خم ابروی تو چشمم پرباد/ روزهام با نفس تشنه لبان دم خور بادروزه آن است که لب تشنه دیدارشویم/ عید روزی است که با فکر تو بیدار شویمشاعری با عشق اهل بیت (ع)عباس کیقبادی شاعر بعدی بود که درجایگاه قرار گرفت و این شعر را خواند:آمد خبر، که حضرت باران رسیدنی است/ گل را دهید مژده بهاران رسیدنی استدر بارش بهار چه اندازهتر شده اند/ باران گرفته و باغچهها تازهتر شدهاندپای سخن استادسید حسین متولیان، حافظ ایمانی و احمدعلوی دیگر شاعرانی بود که به شعرخوانی در این محفل پرداختند و در ادامه استاد محمدعلی مجاهدی به دعوت مجری برنامه پشت تریبون قرار گرفت. او اظهار داشت: شعر مهدوی به لحاظ محتوایی، یک چهارچوب مشخص و اصولی دارد و این اصول نیز دارای زیرشاخههایی برای خودش است. آن چیزی که باید برای شعر مهدوی اصولاً مطرح شود سه نکته اساسی است.وی در ادامه افزود: اول معرفی مهدی موعود به عنوان تنها مصلح جهان است. دوم به تصویر کشیدن ولایت تکوینی حضرت است و سوم تبین رسالتهای جهانی حضرت ولی عصر است.وی در ادامه این شعر را خواند:خورشید من امشب پرتو نیافشانی/ کز من نمیآید آینه گردانیامشب دلم ابری است دارم برای تو/ یک چشمه بارانی یک روح طوفانیحس میکنم دیریست هم رنگ چشمانت/ ننوشته میخوانم، ناگفته میدانیای دل پذیرا شو، دردی که میگفتی/ ناخوانده میآید امشب به مهمانیامشب که میترکد بغض قفس هامان / باید پری افشاندای روح زندانیمردی تبر بردوش از کعبه میآید/ مردی که پیمودست یک راه طولانیپایان نمیگیرد راهی که او دارد/ آغاز آیینه است پایان حیرانی استوقتی که او آید آینه باید شد/ تا پرکند درما خورشید عرفانیسپس حامد عسگری با خواندن این شعر محفل شعرخوانی را به پایان رساند تا مدیحه خوانی مهدی عزیزیان حسن ختام برنامه باشد.صحبت اونیه که وقتی بیادمهربون و پاک و بیتکلفهبدون میکروفونای رنگارنگهمهی دنیا صداشو میشنفهصحبت اونیه که وقتی بیاد یه صلابتی داره تو دلبریشواسه پابرهنهها حرف داره توی جلسه نشست خبریشواسه سرخپوستای مظلوم و غریبواسهی بومیای استرالیاواسه پیرمردای سارایه ووواسهی جوونای کلمبیامثه جدشه توی حکومتشهمه رو یه شبه عاشق میکنهاگه خلخالی بدزدن از زنی بسکه فکر مردمه دق میکنهحواسش هست به درون آدما بت نشن؛ قبله و تندیس نشنتو شبای بارونی رفتگرا، با عبور ماشینا خیس نشنوقتی باشه دیگه هیچ مزرعه ای، لب به پاییز و ملخ نمیزنهکنار برجای تلخ و زشت شهر، هیچ لبو فروشی یخ نمیزنهاون دلش واسه همه شور میزنهواسهی «ام علی» و «مارگریت»یکی توی کوچهای توی دمشقیکی تو شلوغی «وال استریت»خلاصه به فکر انسانیتهخوبیای گم شده تو دست بادما باید دنیا رو آماده کنیمما باید دعا کنیم که زود بیادانتهای پیام/