چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ / بعد از ظهر / | 2026-08-05
پایگاه خبری پژوهش خبر
پایگاه اطلاع رسانی پژوهش خبر
کد خبر: 21507 |
تاریخ انتشار : 26 جولای 2023 - 9:13 |
ارسال به دوستان
پ

به گزارش خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری پژوهش خبر‌، زبان فارسی همواره محملی برای گفتن از آیین بوده است که البته سهم قابل توجهی از این موضوع به  اظهار ارادت شاعران به ساحت ائمه اطهار(ع) به ویژه امام حسین(ع) اختصاص دارد. این رویه در سال‌های اخیر روند رو به رشدی داشته است به طوری که به […]

به گزارش خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری پژوهش خبر‌، زبان فارسی همواره محملی برای گفتن از آیین بوده است که البته سهم قابل توجهی از این موضوع به  اظهار ارادت شاعران به ساحت ائمه اطهار(ع) به ویژه امام حسین(ع) اختصاص دارد. این رویه در سال‌های اخیر روند رو به رشدی داشته است به طوری که به عنوان یکی از جریان‌های اصلی ادبیات انقلاب اسلامی محسوب می‌‌شود.هر ساله همزمان با آغاز ماه خون، ماه محرم، هر یک از هنرمندان به بیان مصیبت اهل بیت(ع) در این واقعه با زبان هنر می‌پردازند که سهم قابل توجهی از این رویه به شاعران اختصاص دارد؛ شاعرانی که خود یکی از ارکان اجرای مناسک این ایام‌اند.هشتمین روز از ماه محرم به یاد حضرت علی اکبر، پسر بزرگ امام حسین علیه‌السلام نامگذاری شده است و تمام هیئت‌های مذهبی در سراسر کشور روضه حضرت علی اکبر می‌خوانند. در زیر برخی از تازه‌ترین سروده‌های شاعران در رثای علی‌اکبر حسین(ع) را می‌خوانیم:در رزمگاه عشق نه فرق پسرشکستگویی درست، شیشه عمرپدرشکستپشتی که جز مقابل یکتا دوتا نشدپشت حسین بود و زداغ پسرشکستتاشدسپر به تیغ، سر شبه مصطفیسر، شد دوتا و رونق شق القمرشکستشدبا سرشکسته ززین سرنگون ولیکبا آن شکست، داد به بیدادگر شکستسرسبز شدبه اشک، نهالم،ولیکخصم تاخواست این درخت برآردثمر، شکستمادر در انتظار، وز این بی خبر که تیغازتو سر و ازو دل و ازمن کمرشکست  علی انسانی دل نمی‌دانم چه شد، دلبر نمی‌دانم چه شد سر نمی‌دانم چه شد، پیکر نمی‌دانم چه شدمظهـر الله‌اکبر، شبه پیغمبر که رفتحال اهل بیت پیغمبر نمی‌دانم چه شداولین شیر بنی‌هاشم که عزم رزم کردگشت میدان عرصۀ محشر، نمی‌دانم چه شدتا علی آمد به میدان، باز هم سر باز کرد کینه‌های کهنه از حیدر، نمی‌دانم چه شداسب ره گم‌کرده جای بازگشتن تا خیام رفت سمت مسلخ لشکر، نمی‌دانم چه شدهرکسی با هرچه دستش بود، می‌زد ضربه‌ایزیر تیر و نیزه و خنجر نمی‌دانم چه شدغربت یک شیر زخمی بین صد کفتار، آه  دوره‌اش کردند و من دیگر نمی‌دانم چه شداو که سر تا پا غنیمت بود افتاد از فَرَسزیر دست قوم غارتگر نمی‌دانم چه شدرشته تسبیح اعضای علی از هم گسستسرگذشت پیکر اکبر نمی‌دانم چه شدزیر نعل تازه می‌آید چرا بوی گلاب؟از نزاکت غنچه پرپر نمی‌دانم چه شدپاره‌های پیکر او در عبا هم جا نشدآنچه باقی مانده بود آخر نمی‌دانم چه شدعاقبت خورشیدِ سر بر قله نی شد، ولی ماجرای آن تنِ بی‌سر نمی‌دانم چه شدقافله رفت و بدن ماند و بیابان، تا سه روز …این سه روز اما همان بهتر نمی‌دانم چه شدمحمود حبیبی کسبی**** چگونه جمع کند پاره‌های جانش را؟به خیمه‌ها برساند تن جوانش راشکفت روی لبانش: علی عَلَی الدنیا…همین که غرق به خون دید پهلوانش راعلی، همان که جهان محو در شمایل اوستندیده هیچ‌کجا، هیچ‌کس نشانش راهمان که در شب میلاد او پدر فهمیدپیمبر آمده زیبا کند جهانش رابه آن‌که تشنه معنای «قاب قوسَین» استبگو نظاره کند ابروی کمانش رامیان سجده خدا را فقط صدا می‌زد،جهان کفر، اگر می‌شنید اذانش راچقدر زخم مصور، چقدر مصرع سرخخبر دهید جوانان نوحه‌خوانش رابه هر طرف که نظر کرد اکبرش را دیدخبر دهید ندارد دگر توانش را…به خیمه آمدن او دوباره ممکن نیستنگیرد عمه اگر زیر بازوانش رافائزه زرافشان***نه کسی دیده دلی بی سر و سامان‌تر از ایننه شنید‌ه‌ست کسی دیده گریان‌تر از ایندیدۀ ابری یعقوب و دل‌سوخته‌اشنه بیابان‌تر از این بوده، نه باران‌تر از این…«زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم»مپسندم که شوم بی‌تو پریشان‌تر از ایناَشبهُ‌الناس تویی خَلقاً و خُلقاً به رسولیک نفر نیست بگوید که مسلمان‌تر از این؟تو رجز خواندی و در یاد ندارد جنگیکه سپرها شده باشند هراسان‌تر از اینهیچ‌کس چون تو نرفته‌ست سراپا با شوقجانب مرگ خودش با لبِ خندان‌تر از اینبی‌تو از حال دل سوخته‌ام پرسیدندخیمه شعله‌وری گفت که سوزان‌تر از این…سیده تکتم حسینیانتهای پیام/

    برچسب ها:
لینک کوتاه خبر:
تبلیغات
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری پژوهش خبر در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نظرتان را بیان کنید