سه شنبه, ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ / بعد از ظهر / | 2026-08-04
پایگاه خبری پژوهش خبر
پایگاه اطلاع رسانی پژوهش خبر
کد خبر: 22339 |
تاریخ انتشار : 02 آگوست 2023 - 9:08 |
ارسال به دوستان
پ

به گزارش خبرنگار فرهنگی پژوهش خبر، درست یک ماه بعد از شهادت سردار قاسم سلیمانی خبر رسید مدافع حرم اصغر پاشاپور در سوریه به شهادت رسیده است. «آقای اصغر» طاقت دوری فرمانده خود را نداشت. شهید پاشاپور به واسطه مستندی که از او و حاج قاسم پخش شد بین مردم نیز شناخته شد. مردی که دائم نگران […]

به گزارش خبرنگار فرهنگی پژوهش خبر، درست یک ماه بعد از شهادت سردار قاسم سلیمانی خبر رسید مدافع حرم اصغر پاشاپور در سوریه به شهادت رسیده است. «آقای اصغر» طاقت دوری فرمانده خود را نداشت. شهید پاشاپور به واسطه مستندی که از او و حاج قاسم پخش شد بین مردم نیز شناخته شد. مردی که دائم نگران سردار سلیمانی بود. آنچه می خوانید خاطره‌ای است از این شهید عزیز.  سال 96 بود و حاج قاسم برنامه‌ریخته بود دست داعش را برای همیشه کوتاه کند. عملیاتی گسترده که نهایتا به نابودی داعش انجامید. حاج قاسم فرماند‌هان یگان‌ها را جمع کرد که توضیحات‌شان را ارائه کنند و نیازهایشان را بگویند. هر کسی توضیحاتش را می‌گفت و نیازها و مایحتاج یگانش را می‌خواست. غالبا هم همه گلایه می‌کردند و از نبود امکانات می‌گفتند. مدیر جلسه نوبت صحبت فرماندهان را اعلام می‌کرد و حاج قاسم سرش را انداخته بود پایین و ذکر می‌گفت. نوبت به حاج اصغر که رسید، توضیحاتش را گفت و گفت ما آماده‌ایم،‌ والسلام. مدیر جلسه نوبت را به نفر بعدی داد. ناگهان حاج قاسم سرش را بالا آورد و گفت یک دقیقه صبر کنید! اصغر آقا شما هیچی نمی‌خواید؟ اصغر آقا گفت: نه آقا ما چیزی نمی‌خوایم! اصغرآقا خیلی حواسش بود طوری حرف نزند که نقص کار بقیه عیان شود و دیگر فرماندهان خراب شوند. هر چه حاج قاسم گفت، طفره رفت و جواب را از سر باز کرد تا این که حاج قاسم نهیب زد: یعنی چی اصغر آقا؟ به من توضیح بده! یعنی چی هیچی نمی‌خوای؟ مگه می‌شه؟واکنش شهید بروجردی بعد سیلی خوردن از یک سربازاصغر آقا شروع به توضیح کرد: بله حاج آقا. من به کمک بچه‌های سوری و آشناهایی که داشتم آشپزخانه سیار ساختم و از قبل شروع عملیات مایحتاج رو تامین کردم. همینطور من بین سوری‌ها تحقیق کردم و به یک‌جور نان رسیدم که هم به صرفه‌تر است و هم تا یک هفته خراب نمی‌شود. یعنی اگر در محاصره هم گیر کنیم تا یک هفته غذا داریم. حاج آقا خیال‌تون از یگان‌های فلان و فلان هم راحت من تأمین‌شون می‌کنم… حاج قاسم چشمانش از شوق برق می‌زد. نفس راحتی کشید و شروع کرد از اصغر آقا تعریف کردن. از این که چه بار بزرگی را از شانه‌اش برداشته‌ است. حاج قاسم سلیمانی در یکی از دیدارها به حاج اصغر گفته بود تو «حاج اصغر» نیستی، «حاج اکبر»ی.انتهای پیام/

    برچسب ها:
لینک کوتاه خبر:
تبلیغات
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری پژوهش خبر در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نظرتان را بیان کنید